السيد محمد حسين الطهراني

104

امام شناسى (فارسى)

دچار اضطراب و اشتباه گرديد ، و بالنتيجه ما افعال را بر خلاف حّق انجام داديم . پس پيغمبران براى اين منظور كه آمده‌اند ، حتماً نبايد اشتباه و گناه كنند و الّا منظور از فرستادن آنها حاصل نخواهد بود و اين‌است معنى عصمت . از آيه‌اى ديگر نيز مىتوان استفاده عصمت نمود : « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ » « 1 » اثبات عصمت از آيه ديگر هيچ پيغمبرى را نفرستاديم مگر براى آنكه به‌اذن خدا مطاع واقع شوند ، يعنى مردم از آنها اطاعت كنند ، و مطيع آنان گردند . بنابراين همان‌طور كه انبياء به اذن خدا مطاع مىشوند ، مردمى كه از آنها تبعيت مىكنند بالملازمه به اذن خدا مطيع خواهند بود ، و ارادهء خدا و اذن خدا بر فعل آنان تعلّق خواهد گرفت . و معلوم‌است كه اگر پيغمبر در ابلاغش اشتباه كند يا گناهى مرتكب شود ، و بالنتيجه در گفتار و كردارش كه دو وسيله رسانيدن احكام است از حق تجاوز كند ، مردمى كه پيروى از او مىكنند ، طبعاً نيز از حقّ تجاوز نموده و فعل خلاف حقّ را انجام مىدهند . و طبق آيه مباركه كه اذن خدا بر فعل آنان تعلّق گرفته است ، بايد اذن خدا بر فعل باطل نيز تعلّق گيرد ، و چون ارادهء خدا پيوسته حقّ است و به فعل حقّ تعلّق مىگيرد ، بنابراين نبايد از انبياء هيچ گناهى و يا خطائى سر زند تا اذن خدا كه بر فعل متابعين آنها تعلّق مىگيرد بر فعل حقّ تعلّق گيرد . « وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ » « 2 » و علاوه اگر از پيغمبرى گناه سر زند ، چه در گفتار و چه در افعال ، چون معصيّت مبغوض خداست ، و مورد نهى حضرت اوست ، لذا بايد آن گناه هم مورد بغض و نهى خدا باشد ، و هم مورد حبّ و امر خدا . مورد بغض و نهى ، از جهت آنكه به‌الفرض گناه است و هر گناهى را خداوند مبغوض داشته و از او نهى مىنمايد ، مورد حبّ و امر خدا از جهت آنكه اين گفتار و كردار بنا به‌فرض باذن خدا بوده و منظور از رسالت او مطاع بودن اوست ؛ و بنابراين

--> ( 1 ) ، سوره النساء : ( 4 ) صدر آيه 63 ( 2 ) سوره النساء : ( 4 ) صدر آيه 33